آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

سفرنامه استرالیا 1

1394/1/26 11:05
نویسنده : مامانی
1,601 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از مدت زمانی تقریبا طولانی به غیر از یادآوری ماهگردها برگشتم علت مهمش سفر من و آیلایی پیش خاله حسنا بود و حالا در ادامه سفرنامه ما 

روز 2 اسفند 93  ساعت 4:45 صبح از تهران به طرف دبی حرکت کردیم و بعد دو ساعت خواب آلود و گرسنه به فرودگاه رسیدم چون مهماندار صبحانه ما رو نخورده برداشته بود (آیلا به دستشویی رفته بود )خندونک بعد 2:30 ساعت گشت و گذار در فرودگاه دبی برای پرواز به طرف ملبورن به سالن ترانزیت رفتیم و مدتی در آنجا منظر شدیم و مسئله خیلی جالب برای تقدم بچه دار ها برای سوار شدم به هواپیما بود . هواپیما خیلی بزرگ وفوق العاده راحت بود ما در سالن وسط بودیم و این خیلی علی بود که هرموقع می خواستیم می رفتیم و می آمدیم بدون اذیت کردن کسی اما داخل هواپیما 3 ساعت بدون هیچ حرکتی نشستیم ولی اصلا کسی صداش هم در نمی آمد همه آرام نشسته بودند . آیلا در مدت سفر بیش از 20 ساعته فوق العاده دختر خوبی بود و چون اکثر راه شب بود استراحت بیش تری کرد با سه ساعت تاخیر به وجود آمده بالاخره صبح ساعت 9 به وقت ملبورن کمی خسته و نگران از این که خاله حسنا زیاد معطل شده  ولی خوشحال از دیدار مجدد خاله حسنا به فرودگاه ملبورن رسیدیم و بعد از طی مراحل قانونی مهر ورود به پاسپورت ما زده شد و بدون باز کردن چمدانهامون تو گمرگ به سالن اصلی وارد شدیم و میون اون همه جمعیت من مونده بود چطور خاله حسنا رو پیدا کنیم که دیدم وای خاله حسنا با یک دسته گل زیبا و یک عروسک باربی خوشگل به استقبالمون اومد . من که احساس میون  زمین و آسمان بودن ، داشتم و بعد روبوسی و چند تا عکس انداختن به طرف ماشین خاله حسنا تو پارکینگ حرکت کردیم تازه از اونجا هم 2:30 ساعت تا خونه خاله حسنا راه بود بین راه خاله حسنا آب و آ میوه و تنقلات خرید و چه چسبید آبها خیلی خیلی کم شیرین بودند با طعم لیمو به به . و حدود 2 بعد از ظهر به خونه خوشگل و باحال خاله حسنا رسیدیم 

عزیزمی

داخل هواپیما به طرف دبی

نازنیم

فرودگاه دبی

 

آیلایم

فرودگاه دبی

عشقم

داخل هواپیما به طرف ملبورن آیلا در حال تماشای کارتون

آسمان ملبورن

آسمان ملبورن از داخل هواپیما

نفسم

فرودگاه ملبورن 

آیلاجونم

فرودگاه ملبورن 

پسندها (3)

نظرات (4)

مامان فرنيا
26 فروردین 94 12:05
به به چه مسافرت خوبي عجب عيدي داشتيدددددددددددددددد هميشه بچه ها در مواقعي كه ما فكر ميكنيم ممكنه خيلي خسته بشن و اذيت كنن سورپرايزمون ميكنند
مامانی
پاسخ
مامان فرنيا
26 فروردین 94 12:06
ماماني انشاللهعكسها بقيه هم دارد درسته؟
مامانی
پاسخ
مامان فرنيا
26 فروردین 94 12:08
يعني دستشويي رفتن ايلا چقدر طول كشيد؟!!!! يا شايد صبحانه را همش چند دقيقه سرو كردند و زود بردند؟
مامانی
پاسخ
خیلی با سرعت جمع کرده بودند مدت پروازحدود 2 ساعت بود
مامان فرنيا
26 فروردین 94 12:09
ماماني يادت باشه ها باز امدي تهران و ما را خبر نكردي
مامانی
پاسخ
نه ناراحت نشید فقط چند ساعتی تهران بودیم و بعد هم سفر آغاز شد